تبليغاتX
توکل یادت نره

میگن توکل به خدا موانعی که سر راهمونه برمی‌داره. تا حالا امتحان کردی؟ چندبار؟ می‌تونی بگی این جمله واقعاً درسته؟ می‌گن آدم تا یه چیزی رو تجربه نکنه نمی‌فهمه که درسته یا نه؟ به قول ضرب‌المثل معروف که می‌گه "شنیدن کی بود مانند دیدن".

ولی می‌دونی، این موضوع نیاز به تجربه نداره. آدم تو لحظه لحظه زندگیش اگه خدا رو از یاد ببره خودش متوجه می‌شه که انگار هیچ‌کس رو نداره. همیشه داره کمکت می‌کنه، همیشه داری این کمکا رو می‌بینی ولی درکش نمی‌کنی که این کمکا از جانب خداست نه بندش. خیلی وقتا یه کسایی تو یه شرایط سخت به ما کمک کردن که ما اصلاً انتظارش رو هم نداریم، ولی در اصل اونا کمکمون نکردن بلکه خدا بود که به واسطه اونا به ما کمک رسونده.

حالا می‌خوام دوباره اون سوالای اول رو پیش خودت تکرار کنی و حالا جواب بدی.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:21  توسط منتظر  | 

«إن ینصرکم اللّه فلا غالب لکم وإن یخذلکم فمن ذا الذی ینصُرُکُم من بعده و علی اللّه فلیتوکَّل المؤمنون»

(سوره آل عمران - آیه 160)

اگر خداوند شما را یاری کند پس هرگز کسی بر شما چیره نخواهد شد، و اگر خداوند دست از یاری شما بردارد، پس چه کسی شما را یاری خواهد کرد؟! باید مؤمنان تنها بر خداوند توکل کنند.

این سنت تخلف ناپذیر الهی است که اگر بخواهد ما را یاری کند حتما یاری خواهد کرد و اگر ما در اثر نافرمانیها و سرپیچی ها، قابلیت نداشته باشیم، تمام قدرتهای جهان نمی توانند ما را یاری کنند و کمک نمایند.

خداوند این مسأله مهم را در آیات مختلفی گوشزد کرده است که اگر شما خدا را یاری کنید خداوند شما را یاری خواهد کرد. پر واضح است که یاری خداوند یعنی یاری دین خدا وگرنه خداوند هیچ نیازی به کسی ندارد.

و همانگونه که از ما می‏خواهد تا دینش را یاری کنیم به ما می‏فهماند که اگر ما به امر او اطاعت کردیم و برای او قیام نمودیم و در برابر دشمنان دینش ایستادیم خداوند اسباب و علل پنهانی را برای یاری رساندن ما به کار می‏گیرد آنسان که کسی باورش نشود. زیرا تنها خدا است که با لطف و کرمش می‏تواند وسائل نصرت را آماده سازد هرچند در مقابل دشمنانش با وسائل مادی بسیاری مجهز باشند.

البته لازم نیست نصرت خداوند منحصر باشد به پیروزی در جنگ چه بسا جنگی که به صورت ظاهر اولیای خدا شکست بخورند و دشمنانشان بر آنان چیره شوند ولی نتیجه قطعا به نفع مؤمنان خواهد بود. نمونه‏اش نبرد نابرابر امام حسین علیه السلام و یاران بسیار اندکش در برابر سپاه بسیار زیاد و مجهز یزید لعنة الله علیه.

در آن نبرد تاریخی هرچند حضرت ابی عبد الله با تمام خویشان و یارانش به شهادت رسیدند و به صورت ظاهر یزید بر او غلبه کرد ولی نتیجه‏اش قطعا به نفع امام و به زیان یزید و اصحابش بود که هم در کوتاه مدت، آنها تارومار شدند و هم در دراز مدت نام حسین چون گوهری درخشان در قلب تاریخ ماندگار شد و نام یزید و یزیدیان به مزبله تاریخ فرو افکنده شد و تا جهان زنده است حسین زنده است و یزید نابود و شکست خورده.

بنابراین آنچه در این موقعیت خطرناک فعلی اهمیت دارد این است که ما به خاطر خدا(و فقط خدا) از دین و سرزمین و امّت و آرمانمان دفاع کنیم و چون دوران انقلاب اسلامی بی محابا به سراغ دشمن اصلی برویم و با اطمینان خاطر به پیش بتازیم، البته با در نظر گرفتن مصالح ملی و مذهبی و با مشورت با خردمندانمان و با استفاده از ابزارهای مادی و معنوی و با ایمان کامل به هدف و با توکل بر خدا.. که در این صورت هرگز شکست معنی ندارد. و من بر این باورم که اگر آن جوش و خروش دوران انقلاب زنده شود و دفاع ملت برای خدا باشد قدرتهای استکباری اصلا جرأت هجوم به ایران اسلامی را نخواهند داشت و اگر حماقت کردند و هجوم نمودند هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی شکست خواهند خورد و نام ایران اسلامی همچون همیشه در تاریخ خواهد درخشید.

این آیه مبارکه ضمن اینکه ما را بشارت می‏دهد به یاری محبوب ، هشدار نیز می‏دهد که در صورتی از یاری او برخوردار خواهیم بود که قابلیت نصرتش را داشته باشیم.

و در پایان آیه، نتیجه گیری می‏کند که اگر خواهان شقّ اول آیه که نصرت خدا است باشید یک راه بیشتر ندارد و آن توکل بر خدا زیرا مؤمنین فقط و فقط بر خدا توکل می‏کنند.

این نیز کاملا منطقی و روشن است که اگر کسی بخواهد با دشمنش مبارزه کند نیاز به یک قدرت برتر دارد که به او بپیوندد و از او استمداد کند. و چه قدرتی بالا تر از قدرت خدا است که ما از او درخواست کمک کنیم؟ حال باید دید توکل بر خداوند چگونه است؟ آیا توکل به این معنی است که ما تنها به حمایت و پشتیبانی خداوند بسنده کنیم و هیچ کاری انجام ندهیم ؟

قطعاً این توکل نیست. مگر ممکن است کسی در خانه بنشیند و کاری انجام ندهد و فقط به امید خدا باشد که خداوند چون ارحم الراحمین است و رزاق همه موجودات است پس روزی او را بی زحمت خواهد رساند ؟ بی گمان از گرسنگی خواهد مرد و خداوند برای او قرص نانی از آسمان نمی اندازد ؟!

ما اگر مأمور به توکل هستیم، معنایش این نیست که دست روی دست بگذاریم و با دست خالی به مصاف دشمن تا دندان مسلح برویم و بگوئیم چون توکل داریم پیروز خواهیم شد؟

همه داستان آن اعرابی را شنیده‏ایم که شترش را با خود آورد و به رسول خدا عرض کرد می‏خواهم نماز جماعت بخوانم، آیا این شتر را رها کنم و به امید خدا باشم؟ حضرت فرمود : «اعقلها و توکل» آن را در جای امنی نگهدار آنگاه توکل بر خدا کن.

در موارد مختلفی از قرآن و سنت می‏خوانیم که باید تا آنجا که امکان داریم وسائل و ابزار جنگی را برای دفاع آماده کنیم: « و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل» و بقیه‏اش را به خدا بسپاریم. امدادات غیبی با رفتن دست خالی به جبهه هرگز میسر نمی شود. کار باید کرد و آماده باید شد و در آن صورت است که خداوند با امداد غیبی به کمک ما می‏آید و سپاه مخفی خود را برای نصرت کردن مؤمنان می‏فرستد.

پس نخست باید آماده کار شد، سپس بر او توکل کرد. در غیر این صورت امکان نصرت نیست. و به هر حال شرط اول پیروزی هم ایمان به خدا و داشتن تقوا است.

امید است با دو بال تقوا و توکل بتوانیم در تمام مراحل زندگی فردی و اجتماعی، و در مبارزه با شیاطین انس و جن پیروز و بهروز گردیم. آمین رب العالمین.

برگرفته از http://www.hawzah.net

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 13:52  توسط منتظر  | 

مسافری با یک الاغ، یک خروس و در دست داشتن چراغ روغنی مسافرت می‌کرد. شبی او در جنگل سکونت کرد. چراغ روغنی را روشن کرد، اما ناگهان باد تندی آمد و چراغ را خاموش کرد. در تاریکی حیوانات وحشی خروس را خوردند و الاغ نیز گم شد. مسافر بیچاره مانده بود و نمی‌دانست باید چکار کند. صبح روز بعد، وی به دهکده‌ای رسید. روستاییان به وی گفتند که دیشب راهزنان در جنگل بودند، اگر چراغ روغنی خاموش نمی‌شد، راهزنان وی را می‌یافتند‌. اگر خروس توسط حیوانات خورده نمی‌شد‌، بانگ خروس توجه راهزنان را جلب می‌کرد و اگر الاغ گم نمی‌شد، صدایش پناهگاه مرد را مشخص می‌کند. مسافر بعد از شنیدن این خبر خود را خوشبخت‌ترین فرد دنیا دانست.

برگرفته از http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=266&page=28

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 13:45  توسط منتظر  | 

گاهی اوقات فراموش می‌کنم کسی به من نگاه می‌کند که همه چیزم از اوست.

در زیر مشکلات خم می‌شوم و بر روی زمین می‌افتم،در خیال خود می‌گویم دیگر نمی‌شود، نمی‌توانم، فراموش می‌کنم دستی هست که دستم را بگیرد و بلندم کند.

ای کاش همیشه به جای کلمه "نمی‌توانم"، جمله "من می‌توانم چون او در کنارم هست" را به کار می‌بردم تا دیگر وقتی افتادم زود بلند شوم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 13:5  توسط منتظر  | 

توکل به معنای تکیه کردن به خداست خدایی که بهترین تکیه‌گاه است و باید دانست که با توکل به خدا انسان پشتوانه‌ی محکمی دارد و در تمام مراحل زندگانی موفق می‌شود.


توکل به این معنا نیست که دست از همه‌ی تلاشها بکشیم و بگوییم ما که توکل به خدا داریم پس موفق می‌شویم بلکه باید از هیچ تلاشی دریغ نکنیم.

توکل باعث بروز آثاری در فرد می‌شود مانند:


وقتی انسان بداند به خدایی توکل کرده که قادر و تواناست و از همه چیز آگاهی دارد اوّلین اثر مثبتی که بر رویش می‌گذارد مسئله‌ی اعتماد به نفس و مقاومت در برابر مشکلات است.

توکل بسیاری از صفات زشت مانند حرص، حسد، دنیا‌پرستی، بخل و تنگ‌نظری را از انسان دور می‌سازد چرا که وقتی تکیه‌گاه انسان خداوند قادر باشد. دیگر جایی برای او صاف رذیله وجود ندارد.

هنگامی که انسان آیه شریفه و من یتو کل علی‌الله فهو حسبه را زمزمه می‌کند خود را سر‌شار از موفقیت و بی‌نیازی می‌بیند.

از سویی دیگر توکل بر خدا نور امید بر دل می‌پاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شکوفا می‌گردد و خستگی راه بر او چیره نمی‌شود و در همه حال احساس آرامش می‌کند.

امام علی علیه‌السلام در این باره می‌فرمایند:
کسی که بر خدا توکل دارد رنج و خستگی ندارد.

توکل بر خدا هوش و قدرت تفکر را می‌افزاید و روشن بینی‌ خاصی به انسان می‌دهد زیرا قطع نظر از برکات معنوی این فضیلت، سبب می‌شود انسان در مشکلات دستپاچه و وحشت زده نشود و قدرت بر تصمیم‌گیری را حفظ کند و نزدیک‌ترین راه درمان و حل مشکل را بیابد.

علی علیه‌السلام چنین می‌فرمایند:
کسی که به خدا توکل کند تاریکی شبهات برای او روشن می‌شود و اسباب پیروزی او فراهم می‌گردد و از مشکلات رهایی می‌یابد

برگرفته از سایت: http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 12:59  توسط منتظر  | 

 

پرسيدند :دنيا را چگونه بايد ديد؟

گفت:آن چنان كه هست.

پرسيدند: با كدامين چشم؟

گفت: با چشمي كه كم را زياد و زياد را كم نبيند.

پرسيدند :معنا چيست؟

گفت: صاحبان چشم سه گونه اند: بدبينان ،خوش‌بينان و واقع‌بينان.

آدم‌بدبين:كسي است كه كاه را كوه مي بيند.

آدم خوش بين:كسي است  كه كوه را كاه مي پندارد.

آدم  واقع بين، كسي است كه كاه را كاه مي پندارد و در  خور خوراك چهار پايان.

برگرفته از وبلاگ: http://yasertahani20.persianblog.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 12:56  توسط منتظر  | 

 

داستان درباره كوهنوردي است كه مي‌خواست بلندترين قله را فتح كند. بالاخره بعد از سال‌ها آماده‌سازي خود، ماجراجويي‌اش را آغاز كرد. اما از آن‌جايي كه آوازه فتح قله را فقط براي خود مي‌خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.

او شروع به بالا رفتن از قله كرد، دير وقت بود ولی او همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اين كه هوا تاريك تاريك شد.

سياهي شب بر كوه‌ها سايه افكنده بود و كوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود. همه جا تاريك بود. ماه و ستاره‌ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي‌ديد.

در حال بالا رفتن بود، فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد. در حال سقوط فقط نقطه‌هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي‌كرد جاذبه زمين او را در خود فرو مي‌برد. در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب و بد زندگي به ذهن او هجوم مي‌آوردند.

ناگهان درست در لحظه‌اي كه مرگ خود را نزديك مي‌ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده، او را به شدت مي‌كشد.

ميان آسمان و زمين معلق بود... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اين كه فرياد بزند: خدايا كمكم كن ...

ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي‌خواهي؟
- خدايا نجاتم بده
- آيا يقين داري كه مي‌توانم تو را نجات دهم؟
- بله باور دارم كه مي‌تواني
- پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن ...
لحظه‌اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توانش طناب را بچسبد.

فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ‌زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دست‌هايش طناب را محكم چسبيده بودند.

فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 13:11  توسط منتظر  |